محل تبلیغات شما

مهرخوبان



شرح تولد امام حسین علیه السلام

 روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومین فرزند برومند حضرت علی و فاطمه،که درود خدا بر ایشان باد،در خانه ی وحی و ولایت،چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله رسید،به خانه ی حضرت علی و فاطمه علیهما السلام آمد و اسماء (2) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچه یی سپید پیچید و خدمت رسول اکرم صلی الله علیه وآله برد،آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (3).

روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش،امین وحی الهی،جبرئیل،فرود آمد و گفت:

سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا،این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر»   (4) که به عربی حسین» خوانده می شود،نام بگذار. (5) چون علی علیه السلام برای تو بسان هارون برای موسی بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستی.

و به این ترتیب نام پر عظمت حسین »از جانب پروردگار،برای دومین فرزند فاطمه انتخاب شد.

به روز هفتم ولادتش،فاطمه ی زهراء که سلام خداوند بر او باد،گوسفندی را برای فرزندش به عنوان عقیقه(6) کشت،و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد (7).

 

حسین و پیامبر صلی الله علیه وآله

از ولادت حسین بن علی علیه السلام که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله صلی الله علیه وآله که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام صلی الله علیه وآله در باره ی حسین علیه السلام ابراز می داشت،به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند.

سلمان فارسی می گوید:دیدم که رسول خدا صلی الله علیه وآله حسین علیه السلام را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود:

تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی،تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت های خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان،قائم ایشان (امام زمان عج) می باشد. (8)

انس بن مالک روایت می کند:

وقتی از پیامبر پرسیدند کدامیک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری،فرمود:حسن و حسین را، (9) بارها رسول گرامی حسن و حسین را به سینه می فشرد و آنان را می بویید و می بوسید. (10)

ابو هریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف می کند که:

رسول اکرم صلی الله علیه وآله را دیدم که حسن و حسین علیه السلام را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد،وقتی به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است. (11)

عالی ترین،صمیمی ترین و گویاترین رابطه ی معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جملهی  رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله خواند که فرمود:

حسین از من و من از حسینم. (12)

پی نوشتها:

1- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین علیه السلام اقوال دیگری هم گفته شده است،ولی ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم.ر.به. ک.اعلام الوری طبرسی ص 213

2- احتمال دارد منظور از اسماء،دختر یزید بن سکن انصاری باشد.ر.به.ک.اعیان الشیعه جزء 11 ص 167

3- امالی شیخ طوسی ج 1 ص 377

4- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام صلی الله علیه وآله فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج 3 ص 389،این سه کلمه در زبان عبری همان معنی را دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد- لسان العرب ج 6 ص 60

5- معانی الاخبار ص 57

6- در منابع اسلامی در باره ی عقیقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است،ر.به.ک.وسائل الشیعه ج 15 ص 143 به بعد.

7- کافی ج 6 ص 33.

8- مقتل خوارزمی ج 1 ص 146- کمال الدین صدوق ص 152.

9- سنن ترمذی ج 5 ص 323.

10- ذخائر العقبی ص 122.

11- الاصابه ج 11 ص 330.

12- سنن ترمذی ج 5 ص 324- در این قسمت روایاتی که در کتابهای اهل تسنن آمده است نقل شد تا برای آنها هم سندیت داشته باشد.

منبع : سایت حوزه



زندگی و سیره امام جواد علیه السلام

سوال - لطفا درباره زندگی و سیره امام جواد علیه السلام به طور مختصر توضیح بفرمایید .

 

پاسخ - امام نهم شیعیان حضرت جواد علیه السلام در سال 195 ه.ق در مدینه ولادت یافت .
نامش محمد ومعروف به جواد و تقى است .
القاب دیگرى مانند : رضى و مقتى نیز داشته , ولى تقى از همه معروفترمیباشد .
مادر گرامی اش سبیکه یا خیزران است که این هر دو نام در تاریخ زندگى آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقى علیه السلام هنگام وفات پدر حدود 8 ساله بود .
پس از شهادت جانگداز حضرت رضا علیه السلام در اواخر ماه صفر سال 203 ه.ق  مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه علیه السلام انتقال یافت .
مأ مون خلیفه عباسى که همچون سایر خلفاى بنى عباس از پیشرفت معنوى ونفوذ باطنى امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت, سعى کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد .
از اینجا بود که مأمون نخستین کارى که کرد , دختر خویش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جوادعلیه السلام درآورد , تا مراقبى دایمى و از درون خانه , برامام گمارده باشد .
رنجهاى دایمى که امام جواد علیه السلام از ناحیه این مأ مور خانگى برده است , در تاریخ معروف است .
از روشهایى که مأ مون در مورد حضرت رضا علیه السلام به کار می بست , تشکیل مجالس بحث و مناظره بود .
مأ مون و بعد معتصم عباسى میخواستند از این راه - به گمان باطل خود - امام علیه السلام را در تنگنا قرار دهند .
در مورد فرزندش حضرت جواد علیه السلام نیز چنین روشى را به کار بستند .
به خصوص که در آغاز امامت هنوزسنّى از عمر امام جواد علیه السلام نگذشته بود .
مأ مون نمیدانست که مقام ولایت وامامت که موهبتى است الهى , بستگى به کمى و زیادى سالهاى عمر ندارد .
حضرت جواد علیه السلام با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذربود , و در دوره اى که فرقههای مختلف اسلامى و غیر اسلامى میدان رشد و نمو یافته بودند و دانشمندان بزرگى در این دوران , زندگى میکردند و علوم و فنون سایرملتها پیشرفت نموده و کتابهاى زیادى به زبان عربى ترجمه و در دسترس قرارگرفته بود،  با کمى سنّ وارد بحثهاى علمى گردید و با سرمایه خدایى امامت که ازسرچشمه ولایت مطلقه و الهام ربانى جاری بود, احکام اسلامى را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعلیم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسیارى پاسخ گفت .
براى نمونه, یکى از مناظره هاى ( = احتجاجات ) حضرت امام محمدتقى علیه السلام را در زیر نقل میکنیم : عیاشى در تفسیر خود از ذرقان که همنشین و دوست احمد بن ابى دؤاد بود, نقل میکند که ذرقان گفت: روزى دوستش ( ابن ابى دؤاد ) از دربار معتصم عباسى به من رسید .
گفتم : چه شده است که امروزاین چنین ناراحتى ؟ گفت: در حضور خلیفه و ابوجعفر فرزند على بن موسى الرضاجریانى پیش آمد که مایه شرمسارى و خوارى ما گردید .
گفتم : چگونه ؟ گفت : سارقى را به حضور خلیفه آورده بودند که سرقتش آشکار و اقرار به ى کرده بود .
خلیفه طریقه اجراى حد و قصاص را پرسید .
عدّه اى از فقها حاضر بودند, خلیفه دستور داد بقیه فقیهان را نیز حاضر کردند, و محمد بن على الرضا را هم خواست .
خلیفه از ما پرسید: حدّ اسلامى چگونه باید جارى شود؟ من گفتم: از مچ دست باید قطع گردد .
خلیفه گفت: به چه دلیل ؟ گفتم: به دلیل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است , ودر قرآن کریم در آیه تیمم آمده است: فامسحوا بوجوهکم و ایدیکم .
بسیارى ازفقیهان حاضر در جلسه گفته من را تصدیق کردند .
یک دسته از علماء گفتند: باید دست را از مرفق برید .
خلیفه پرسید: به چه دلیل ؟ گفتند: به دلیل آیه وضو که در قرآن کریم آمده است : . و ایدیکم الى المرافق .
و این آیه نشان میدهد که دست را باید از مرفق برید .
دسته دیگر گفتند: دست را از شانه باید برید چون دست شامل تمام این اجزاء میشود .
و چون بحث و اختلاف پیش آمد, خلیفه روى به حضرت ابوجعفر محمد بن على کرد و گفت: یا اباجعفر, شما در این مسئله چه میگویید؟ آن حضرت فرمود: علماى شما در این باره سخن گفتند .
من را از بیان مطلب معذور بدار .
خلیفه گفت: به خدا سوگند که شما هم باید نظر خود را بیان کنید .
حضرت جواد فرمود: اکنون که من را سوگند میدهى پاسخ آن را می گویم .
این مطالبى که علماى اهل سنّت درباره حدّ ى بیان کردند خطاست .
حدّ صحیح اسلامى آن است که باید انگشتان دست را غیر از انگشت ابهام قطع کرد .
خلیفه پرسید: چرا ؟ امام علیه السلام فرمود: زیرا رسول الله ( ص ) فرموده است سجود باید بر هفت عضو از بدن انجام شود: پیشانى, دو کف دست, دو سر زانو, دو انگشت ابهام پا, و اگر دست را از شانه یا مرفق یا مچ قطع کنند براى سجده حق تعالى محلى باقى نمی ماند, و در قرآن کریم آمده است و انّ المساجد لله . سجده گاه هااز آن خداست, پس کسى نباید آنها را ببرد .
معتصم از این حکم الهى و منطقى بسیار مسرور شد, و آن را تصدیق کرد و امرنمود انگشتان را برابر حکم حضرت جواد علیه السلام قطع کردند .
ذرقان می گوید: ابن ابى دؤاد سخت پریشان شده بود, که چرا نظر او در محضرخلیفه رد شده است .
سه روز پس از این جریان نزد معتصم رفت و گفت: یا امیرالمؤمنین, آمده ام تو را نصیحتى کنم و این نصحیت را به شکرانه محبّتى که نسبت به ما دارى می گویم .
معتصم گفت: بگو .
ابن ابى دؤاد گفت: وقتى مجلسى از فقها و علما تشکیل میدهى تا یک مسئله یا مسائلى را در آنجا مطرح کنى, همه بزرگان کشورى و لشکرى حاضر هستند, حتى خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهایى که در حضور تو می شود هستند, و چون میبینند که رأ ى علماى بزرگ تو در برابر رأى محمد بن على الجواد ارزشى ندارد, کم کم مردم به آن حضرت توجه میکنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل على منتقل میگردد, و پایه هاى قدرت و شوکت تو متزل می گردد .
این بدگویى و اندرز غرورآلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد این مشعل نورانى و این سرچشمه دانش و فضیلت را خاموش سازد .
این روش را - قبل از معتصم - مأ مون نیز در مورد حضرت جوادالأ ئمه علیه السلام به کار می برد, چنانکه در آغاز امامت امام نهم, مأ مون دوباره دست به تشکیل مجالس مناظره زد و از جمله از یحیى بن اکثم که قاضى بزرگ دربار وى بود خواست تا از امام علیه السلام پرسشهایى کند, شاید بتواند از این راه به موقعیت امام علیه السلام ضربتى وارد کند .
امّا نشد, و امام از همه این مناظرات سربلند درآمد .
روزى از آنجا که یحیى بن اکثم به اشاره مأ مون می خواست پرسشهاى خودرا مطرح سازد مأ مون نیز موافقت کرد, و امام جواد علیه السلام و همه بزرگان ودانشمندان را در مجلس حاضر کرد .
مأ مون نسبت به حضرت امام محمد تقى علیه السلام احترام بسیار کرد و آنگاه از یحیى خواست آنچه می خواهد بپرسد .
یحیى که پیرمردى سالمند بود, پس از اجازه مأ مون و حضرت جواد علیه السلام گفت, اجازه می فرمایى مسأ له اى از فقه بپرسم؟ حضرت جواد فرمود: آنچه دلت می خواهد بپرس .
یحیى بن اکثم پرسید: اگر کسى در حال احرام قتل صید کرد چه باید بکند؟ حضرت جواد علیه السلام فرمود: آیا قاتل صید مُحل بوده یا مُحرم؟ عالم بوده یاجاهل؟ به عمد صید کرده یا خطا؟ محرم آزاد بوده یا بنده؟ صغیر بوده یا کبیر؟ اول قتل او بوده یا صیاد بوده و کارش صید بوده؟ آیا حیوانى را که کشته است صید تمام بوده یا بچه صید؟ آیا در این قتل پشیمان شده یا نه؟ آیا این عمل درشب بوده یا روز؟ احرام محرم براى عمره بوده یا احرام حج؟ یحیى دچار حیرت عجیبى شد .
نمی دانست چگونه جواب گوید .
سر به زیرانداخت و عرق خجالت بر سر و رویش نشست .
درباریان به یکدیگر نگاه می کردند .
مأ مون نیز که سخت آشفته حال شده بود در میان سکوتى که بر مجلس حکمفرما بود ,روى به بنى عباس و اطرافیان کرد و گفت: - دیدید و ابوجعفر محمد بن على الرضا را شناختید؟ سپس بحث را تغییر داد تا از حیرت حاضران بکاهد .
موقعیت امام جواد علیه السلام پس از این مناظرات بیشتر استوار شد .
امام جواد علیه السلام در مدت 17 سال دوران امامت به نشر و تعلیم حقایق اسلام پرداخت , و شاگردان و اصحاب برجسته اى داشت که هریک خود قلّه اى بودند ازقلّه هاى فرهنگ و معارف اسلامى بودند مانند: ابن ابى عمیر بغدادى , ابوجعفر محمد بن سنان زاهرى , احمد بن ابى نصربزنطى کوفى , ابوتمام حبیب اوس طائى  شاعر شیعى مشهور , ابوالحسن على بن مهزیار اهوازى و فضل بن شاذان نیشابورى که در قرن سوم هجرى می زیسته اند .
اینان نیز (همچنان که امام بزرگوارشان همیشه تحت نظر بود) هرکدام به گونه اى مورد تعقیب و گرفتارى بودند .
فضل بن شاذان را از نیشابور بیرون کردند .
عبدالله بن طاهر چنین کرد و سپس کتب او را تفتیش کرد و چون مطالب آن کتابها را - درباره توحید و به او گفتند قانع نشد و گفت میخواهم عقیده ى او را نیز بدانم .
ابوتمام شاعر نیز از این امر بی بهره نبود, امیرانى که خود اهل شعر وادب بودند حاضر نبودند شعر او را - که بهترین شاعر آن روزگار بود, چنانکه درتاریخ ادبیات عرب و اسلام معروف است - بشنوند و نسخه از آن داشته باشند .
اگر کسى شعر او را براى آنان , بدون اطلاع قبلى , می نوشت و آنان از شعر لذت می بردند و آن را می پسندیدند, همین که آگاه می شدند که از ابوتمام است یعنى شاعر شیعى معتقد به امام جواد علیه السلام و مروج آن مرام , دستور میدادند که آن نوشته را پاره کنند .
ابن ابى عمیر - عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ - نیز درزمان هارون و مأ مون, محنت هاى بسیار دید, او را سالها زندانى کردند, تازیانه ها زدند .
کتابهاى او را که مأ خذ عمده علم دین بود, گرفتند و باعث تلف شدن آن شدند و . بدین سان دستگاه جبار عباسى با هواخواهان علم و فضیلت رفتار میکرد و چه ظالمانه.


شهادت حضرت جواد علیه السلام
این نوگل باغ ولایت و عصمت گرچه عمرش کوتاه بود ولى رنگ و بویش مشام جانها را بهره مند ساخت .
آثار فکرى و روایاتى که از آن حضرت نقل شده ومسائلى را که آن امام پاسخ گفته و کلماتى که از آن حضرت بر جاى مانده, تاابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است .
دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال ودوره امامتش 17 سال بوده است .

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

تلفن 09640 – و  09650


عضو هیات علمی فرهنگستان علوم اسلامی :

اگربتوان سه راس مثلث یعنی خانواده، مسجد و مدرسه را ساختارمند کرده و حمایت کنیم، گامی تاثیرگذار در کاهش آسیب‌های اجتماعی برداشته‌ایم.

***

استاد پیروزمند بامطرح کردن این سوال که رابطه متقابل خانواده و آسیب های اجتماعی چیست، گفت: در بررسی رابطه متقابل خانواده و آسیب های اجتماعی دو نوع نگاه وجود داردکه باید مکمل یکدیگر شوند، یکی تاثیر نگاه اسلامی به خانواده و توجه به درون خانواده» به این معنی که اسلام چه ساختاری را در درون خانواده طراحی و مهندسی کرده است و دیگری برون خانواده» از این دو زاویه که هم به درون خانواده و هم به برون خانواده بنگریم که خانواده چه تاثیرات مثبتی درکاهش آسیب‌های اجتماعی خواهد داشت.

خانواده ، مدرسه و مسجد سه راس مهم درکاهش آسیب های اجتماعی

وی در خصوص سوال اصلی پژوهش به امکان پذیری کاهش آسیبهای اجتماعی به واسطه خانواده اشاره کرد و افزود: سطوح بحث در سه بخش قابل ارائه است.

سطح اول و سطح خرد، مصونیت بخشی نسبی خانواده از ایجاد آسیب اجتماعی است
در سطح دوم و کلان، توانمند سازی خانواده در کاهش آسیب‌های اجتماعی مورد بحث است،
وسطح فراکلان این است که نقش آفرینی خانواده در پدید نیامدن آسیب‌های اجتماعی چگونه است؟

پیروزمند در بیان این مسئله که کدام پدیده اجتماعی بیشترین آسیب را به بنیان خانواده و جامعه ایرانی واردکرده است، به بهم ریختگی نقش ها در خانواده اشاره کرد و افزود: در خانواده عوامل درونی مانند زن سالاری، کودک سالاری، واگذاری تربیت به غیر خانواده، اشتغال ن، تضعیف روابط خانوادگی و عدم الگوگیری نسلی باعث ایجاد آسیب های اجتماعی گردیده و عوامل متعددی نیز به عنوان عوامل برون خانوادگی بر ایجاد آسیبهای اجتماعی موثر است.

این استاد حوزه و دانشگاه در خصوص عوال بیرونی به عنوان نمونه به فضای مجازی اشاره کرد و گفت: گسترش افسارگسیخته و غیرقاعده مند فضای مجازی بیشترین آسیب را به بنیان خانواده و فضای اجتماعی جامعه ایران وارد کرده است، گویی فضای مجازی به فضای واقعی طعنه می زند و بستری را برای افزایش آسیب های اجتماعی ایجاد می کند. بهتر بود قبل از استفاده از فضای مجازی، سواد رسانه ای را به خانواده ها و نسل جوان امروز آموزش می‌دادیم.

وی تصریح کرد: استفاده از فضای مجازی بخصوص شبکه اجتماعی مانند تلگرام به عنوان یک ابزار ارتباطی با اجتماع، به صورت تصاعدی درحال افزایش است، البته به این معنا نیست که ما با تکنولوژی ارتباطی، مشکل داریم بلکه معتقد هستیم که این تکنولوژی باید درخدمت ارزش های اسلامی و سبک زندگی اسلامی و فرهنگ اسلامی قرار بگیرد.


عضوگروه علم اصول احکام حکومتی بابیان اینکه خانواده ، مدرسه و مسجد سه راس یک مثلث مهم درکاهش آسیب های اجتماعی مطرح هستند، درادامه گفت: اولین قدم تاثیر گذار در کاهش آسیب های اجتماعی، پیوند مستحکم بین خانواده، مدرسه و مسجد است.


حجت الاسلام پیروزمند اظهار کرد: اگربتوان سه راس مثلث یعنی خانواده، مسجد و مدرسه را ساختارمند کرده و حمایت کنیم و باید بگویم که پاشنه آشیل ساختاری خانواده، مسجد محوری است و پاشنه آشیل مسجد محوری، ت محوری است، آنوقت می توانیم بگوییم گامی تاثیرگذار در کاهش آسیب های اجتماعی برداشته‌ایم.


وی ادامه داد: استمرار و جهانی شدن انقلاب، پیشرفت اسلامی_ایرانی، حفظ و ارتقا هدایت اسلامی_ایرانی و تربیت نسل مومن، انقلابی و کارآمد، به کنترل و رفع آسیب‌های اجتماعی وابسته است.


حجت الاسلام پیروزمند با اشاره به این نکته مهم که جامعه متدین امروز، شدت نیازمندی فرهنگی و اجتماعی خود را به ت درک نکرده است، خاطرنشان کرد: این سوال در این موضوع را مطرح می کنم که سرانه جمعیت کنونی جامعه ما نسبت به ت چقدر است؟ چند درصد از خانواده ها

در خانواده عوامل درونی مانند زن سالاری، کودک سالاری، واگذاری تربیت به غیر خانواده، اشتغال ن، تضعیف روابط خانوادگی و عدم الگوگیری نسلی باعث ایجاد آسیب های اجتماعی گردیده و عوامل متعددی نیز به عنوان عوامل برون خانوادگی بر ایجاد آسیبهای اجتماعی موثر است.

فرزندانشان را تشویق می کنند که طلبه بشوند، از طرفی باید متذکر شوم جامعه ت ارایه خدمات دینی و فرهنگی به جامعه را جزو وظایف خود میداند.خانواده ها باید با ت پیوند بخورند تا فرهنگ دینی مانند چشمه زلالی ازکانون این نهاد تاثیر گذار بجوشد.

وی در ادامه افزود: نسخه عملی در بحث کاهش و رفع آسیب های اجتماعی مساجد و حسینیه ها هستند از این ظرفیت های ناب موجود باید درجهت جوشش و فوران فرهنگ، تربیت و دین و اخلاق در جامعه توسط خانواده ها استفاده کرد.نسخه عملی از این ساده تر که خانواده ها دست فرزندانشان را بگیرند و به مساجد و ‌حسینیه ها ببرند.در حال حاضر در تهران با کمبود مسجد مواجه هستیم زیرا بجای ساختن مسجد ساختن برج های سر به فلک کشیده در دستور کارمهندسان شهری قرار دارد.

ابراهیمی، عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی نیز در این نشست با اشاره به مطالعات اسلامی به عنوان خلاء موجود، در آسیب های اجتماعی گفت: در حوزه خانواده به شدت با خلاء اطلاعات و داده مواجه هستیم یعنی تصویر خیلی روشنی از خانواده نداریم که در درون خانواده چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، باید بگویم اطلاعات رسمی مانند آمار طلاق در حوزه خانواده وجود دارد اما آمار رسمی و دقیقی در حوزه طلاق عاطفی بین همسران و خیانت همسران به یکدیگر در دست نداریم.


فرهمند پور، عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز با حضور در این نشست اظهار کرد: امروزه حتی خانواده‌های متدین جامعه که به شدت پایبند ایفای نقش های دینی خودشان در قبال اعضای خانواده هستند و دچار فقر اطلاعاتی، فقر آموزش، فقر مهارت هستند. قبول کنیم به نظام ت امروز در آگاهی بخشی به خانواده ها که چگونه پدر و مادر مورد قبول و طراز دین باشند به خوبی ایفای نقش نکرده است.

وی پیشنهاد داد: در بحث کاهش آسیب‌های اجتماعی با محوریت خانواده، احتیاج به طرح های ضربتی کوتاه مدت فوری داریم، امروزه باهجمه‌های بیرونی مواجه هستیم که خانواده به شدت نیازمند طرح های ضربتی برای ایفای نقش فعال در ارتباط با شرایط محیط پیرامونی است. به این معنی وقتی من به عنوان مادر فرزندم را در شرایط کنونی جامعه ( شرایط مدرسه، محیط، خانواده دانش آموزان همکلاس بافرزندم) در شبکه‌های مجازی مراقبت می‌کنم، نیازمند یک سازماندهی دراز مدت هستیم.


منبع – سایت فرهنگستان علوم اسلامی قم



تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی